حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

260

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

روايت كرد مرا حسن بن علىّ بن الحسين بن موسى بن بابويه « 1 » باسانيد صحيحه ، از أبى عبد اللّه الصّادق عليه السّلم كه : مردى به حضرت بزركوار او درآمد ، و كفت : اى پسر دختر رسول خذاى ، مسئلهء ميخوآهم كه از تو بپرسم ، كه پيش از من كسى آن را از تو نپرسيده باشد ، و پس از من هم از تو نپرسد . صادق عليه السّلم فرمود ، كه : چنان ميدانم كه تو از جآىء برانكيختن مردم از قبور ، و زنده‌شدن ايشان ، و محشر و منشر « 2 » سؤال خواهى كرد . مرد كفت : بلى يابن رسول اللّه ، بحقّ آن خذآئى كه محمّد را بحقّ بخلق فرستاد تا ايشانرا ببهشت بشارت داد ، و بدوزخ بيم كرد ، كه : ( بعثه بالحقّ بشيرا و نذيرا ) ، كه من سؤال نمىكنم از تو ، إلّا از محشر و منشر هر قومى . صادق عليه السّلم زبان مبارك بركشود ، و فرمود كه : « همهء مردم را به بيت المقدس محشر و منشر بود ، الّا بقعه‌اى به زمين جبل ، كه آن را قم كويند ، كه اهل آن موضع و شهر را در كور ايشانرا محاسبه كنند ، و از كورها بجنّت حشر كنند . بعد از آن فرمود كه : اهل قم مغفور و آمرزيده‌اند . راوى كويد كه : جون مرد اين فضيلت درباره قم و اهل قم بشنيد ، از جآى برجست و كفت : يابن رسول اللّه ! اين كرامت و فضيلت خآصّهء اهل قم راست ؟ امام فرمود : بلى ، كه خآصّه اهل قم راست ، و آنكسانى را كه قائل و معتقد باشند بمقالت و اعتقاد ايشان ، و قائم باشند آنكسانى را كه قائل و معتقد باشند بمقالت و

--> ( 1 ) . برادر ميانى شيخ صدوق ، محمد بن على بن بابويه قمى ، حسن گر چه به فقاهت شهرت نيافت ، ليكن مردى زاهد و عابد و بدور از مردم بود . به فرموده علامه مجلسى در « بحار الانوار : 51 / 324 » از او تنها همين يك روايت در فضل شهر قم روايت شده است . ( 2 ) . حشر و نشر : زنده‌شدن دوباره در روز رستاخيز .